تاریخ انقلاب - سید صادق کاشانی

 

مشهد مقدس از مهترین کانون های فکری انقلاب اسلامی بوده و هست. از مهمترین فعالان فکری و انقلابی دهه ۵۰ در مشهد دانشجویی تهرانی بود که دانشجوی دکتری داروسازی در دانشگاه فردوسی مشهد شده بود. سخنرانی ها و فعالیت های دیالمه باعث شد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در انتخابات اسفند ماه ۱۳۵۸ وی یکی از نمایندگان شهر مشهد در مجلس شورای اسلامی شود. مردم مشهد در شرایطی که مشهد پر بود از نیروهای فکری و سیاسی، جوانی ۲۵ ساله که متولد و بزرگ شده تهران بود و کسی را در مشهد نداشت به نمایندگی خود انتخاب کردند. اما دیالمه در دوره یک ساله نمایندگی خود ثابت کرد که مردم و جوانان مشهد یکی از بصیرترین و شایسته ترین نمایندگان تاریخ ایران را به مجلس فرستاده بودند. 

 

******

دیالمه از کسانی بود که قبل از انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری با وی مخالفت کرد و بعدا انتخاب وی را فاجعه دانست و جان خود را بر سر افشای چهره حقیقی او و سایر جریان های نفوذی در انقلاب اسلامی گذاشت. اما افشاگری دیالمه از جنس تهمت و دروغ و جوسازی نبود. او مرد منطق و استدلال بود و این نگاه وی برخاسته از شناخت عمیق وی از معارف اسلامی بود. دیالمه هواداران پرشور خود را از شعار مرگ بر بنی صدر نهی می کند و از آنها می خواهد که بنی صدر را دعوت به بحث آزاد کنند. 


دیالمه در هفتم تیر سال ۱۳۶۰ در دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه تهران شهید شد. شهادت دیالمه هم حذف فیزیکی او بود و هم حذف نام او و مهمتر از همه فکر او. ۲۸ سال گذشت تا میرحسین موسوی در برابر چشمان بهت زده کسانی که بر اثر تبلیغات فریبکارانه او را هنوز «نخست وزیر مورد حمایت ویژه امام» می دانستند سناریوی انقلاب رنگی را در ایران کلید زد. وقتی صدها هزار نفر به خیابان های تهران آمدند و بیانیه های میرحسین شروع شد برخی از خواص به یاد ۳۰ سال قبل و سخنرانی های حسن آیت، عبدالحمید دیالمه و احمد کاشانی افتادند.  یکی از آخرین سخنرانی های دیالمه در مورد موسوی و رهنورد روی سایت های اینترنتی قرار گرفت و همه از بصیرت دیالمه متحیر شدند. 
آری، دیالمه شهید بصیرت بود. خودش می گفت جرم من این است که حقیقت را زودتر از زمانش می گویم. یکی از جوانان فعال مشهد و از طرفداران پرشور دیالمه می گفت که ما همیشه دنبال دیالمه بودیم و به داشتن چنین نماینده ای افتخار می کردیم. همیشه می گفتیم که دیالمه هر چه گفت درست بود به جز مخالفتش با موسوی! ۲۸ سال گذشت تا فهمیدیم موضع دیالمه در مورد موسوی هم درست بود. این چنین شد که دیالمه فراموش شد و کتب درسی و صدا و سیما همچنان بر طبل «دولت ملی دکتر محمد مصدق» کوبیدند و هر که غیر از این گفت حذف شد حتی اگر روح الله خمینی بود؛ «... در زمان آن کسی که این همه از آن تعریف می کنند (مصدق)‚ چه سیلی به ما زد آن آدم ...»
اما اکنون که دوباره به برکت فتنه ۸۸ فرصتی برای بازخوانی تاریخ انقلاب فراهم شده در این نوشتار به مرور تحلیلی یکی از مهمترین سخنرانی های دیالمه در مقطعی حساس از تاریخ انقلاب می پردازم. این سخنرانی در غروب روز جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۵۹ در مهدیه تهران انجام گرفته است. روز قبل از این بنی صدر به مناسبت سالگرد مصدق در دانشگاه تهران سخنرانی مشهور خود را در جمع طرفدارانش ایراد کرد که منجر به درگیری و زد و خورد شد. بنی صدر قبل از ظهر به احمد آباد رفته بود و بر مزار مصدق ادای احترام نموده بود. در چنین شرایطی دیالمه عنوان سخنرانی خود را «مصدق از حمایت تا خیانت» انتخاب می کند و به بیان نظرات خود می پردازد. آنچه در پی می آید بازخوانی مواضع دیالمه در این نطق تاریخی است.


اسلام دین منطق و آگاهی
دیالمه سخنرانی خود را با تاکید بر اینکه تکیه اسلام بر منطق و آگاهی است، آغاز می کند. به عقیده وی قدرت اسلام در منطق آن است و امروز هم آنچه ضروری است آگاهی بخشی است و دشمنان هم از آگاهی ملت ما می ترسند. وی کارکرد اصلی روحانیت را «دمیدن روح آگاهی» در جامعه می داند و بر این اساس نیز دلیل دشمنی اجانب با روحانیت را کارکرد آگاهی بخشی آنها به جامعه می داند. یعنی روحانیتی که آگاهی بخش نباشد خطری برای دشمنان اسلام ندارد. وی بر این مبنا هدف از انتخاب موضوع مصدق برای سخنرانی را تشریح می کند؛ «دارند فرمول های گذشته را تکرار می کنند و اگر واکنش ما یکسان باشد شکست می خوریم ... شناخت گذشته منبع آگاهی است. ... ما از عدم شناخت افراد در انقلاب ضربه خوردیم.» این چنین است که بخش عمده سخنرانی ۳ ساعته دیالمه به نگاه تاریخی به سرگذشت فراماسونی به نام مصدق السلطنه اختصاص می یابد.


صهیونیزم بین الملل
قبل از ورود به بخش اصلی سخنرانی یعنی تحلیل نهضت ملی ایران، دیالمه مقدمه ای در کمتر از ۱۵ دقیقه طرح می کند. توجه وی در این بحث به «صهیونیزم بین الملل» و توجه به نقش ضد اسلامی یهود است. دیالمه صراحتا تشکیلات فراماسونی را «خادم یهود» و مصدق را به عنوان یک فراماسون اجرا کننده سیاست های صهیونیستی می داند. دیالمه هدف «صهیونیزم بین الملل» را «محو اسلام» می داند. وی پروتکل های صهیونی را مبنای استدلال خود به عنوان برنامه یهود برای محو اسلام قرار داده و به شرح اجمالی آنها می پردازد. وی ۴ مورد از ابزارهای صهیونیزم بین الملل برای رسیدن به این هدف را شرح می دهد؛ استشراق، اسلام شناسان قلابی، تفسیر مادی گرایانه از دین و لژهای فراماسونی


نهضت ملی ایران 
«نهضت ما برای نفت نبود ولی آنها تاکید دارند که نهضت را به موضوع نفت تنزل دهند تا پشتوانه های اسلامی آن را کمرنگ کنند». این جمله مهم را دیالمه برای ورود به بحث نهضت ملی ایران بیان می کند. این نکته از کلیدی ترین نقاطی است جریان فراماسونی برای منحرف کردن ذهن ملت ایران از این بخش مهم از تاریخ خود به کار گرفته. با این تحریف حرکتی که به رهبری روحانیت برای استقرار دوباره مشروطیت در ایران و قطع مداخله بیگانه صورت گرفت به مساله نفت و خلع ید محدود می شود. این نگاه انحرافی در کتب درسی نیز وجود دارد چنانکه فصل دوازدهم آخرین چاپ کتاب تاریخ معاصر ایران «نهضت ملی شدن صنعت نفت» نام گرفته است. 
دیالمه می گوید که اولین کسی که مساله ملی کردن نفت را مطرح کرد آیت الله کاشانی بود. در درون مجلس این نظر اول بار توسط غلامحسین رحیمیان مطرح شد و مکی، حائری زاده و بقایی کسانی بودند که از تصویب لایحه الحاقی جلوگیری کردند با این وجود ملیّون تاریخ را به نحوی نقل می کنند که مصدق پیشوای ملی کردن نفت بوده است. وی کمی به عقب برمی گردد تا نشان دهد چگونه مهره های ماسونی در نهضت های قبلی هم نفوذ کرده اند. او از تقی زاده در زمان مشروطیت به عنوان یک نمونه مهم نام می برد و مصدق السلطنه را ادامه دهنده راه او می داند. کلید واژه های «آگاهی» و «شناخت» را دوباره تکرار می کند و ابراز تاسف می کند از اینکه علی رغم شناخت مدرس از مصدق ۲۰ سال قبل از نهضت ملی، وی توانست چهره ملی گرا گرفته و به نهضت نفوذ کند؛ «مصدق تا آخر در کلاس اول سیاست یعنی عوام فریبی باقی می ماند. مردم ایران و شما نمایندگان ملت ۲۰ سال بعد خواهید دید که مصدق همچنان در کلاس اول است» (نطق مدرس در مجلس شورای ملی) دیالمه با اشاره به اینکه چندی قبل مدرک فراماسون بودن مصدق را در مجلس شورای اسلامی ارائه کرده اضافه می کند که کابینه مصدق نیز کابینه ماسون ها بود
بعد از این مقدمات دیالمه به تفصیل به شرح تاریخ نهضت ملی و محورهای به شکست کشیدن آن توسط مصدق می پردازد. وی برنامه مصدق را در سه محور خلاصه می کند؛ ترور شخصیت آیت الله کاشانی، از کار انداختن مجلس شورای ملی و حذف فدائیان اسلام از صحنه سیاست ایران با دستگیری دسته جمعی آنها. آیت الله کاشانی قیام ۳۰ تیر را برای بازگرداندن مصدق مستعفی به قدرت به پا می کند اما وقتی بعد از پیروزی از مصدق می خواهد که از به کارگیری عوامل سرکوب مردم در قدرت خودداری کند با درخواست مصدق برای عدم دخالت در سیاست مواجه می شود. تمام قدرت مصدق و طرفدارانش در این دوره صرف لجن مال کردن و ترور شخصیت آیت الله کاشانی می شود. مجلسی را که مانع دیکتاتوری بود را به عنوان گرفتن اختیارات برای تصویب لوایح به نفع مستضعفین از کار انداخت و سرانجام منحل کرد. فدائیان اسلام که فداکارانه در راه پیروزی نهضت تلاش کرده بودند به زندان انداخت و «در داخل زندان لت و پار کردند».


چرا این همه بحث از مصدق؟
دیالمه در پایان بحث تاریخی خود و قبل از ورود به یک ساعت پایانی سخنرانی که در مورد مسائل روز می باشد چنین نتیجه گیری می کند؛ «یک آدم حسابی در تاریخ سیاسی ۳۰ ساله ما نشان دهید که از مصدق دفاع کرده باشد. غیر از فراماسون ها و نیروهای CIA هیچ کس از او دفاع نکرده است». این قاعده ای است که سنگ محک دیالمه و همفکران او در شناخت فراماسون  ها می شود. معیاری که بر مبنای آن موسوی را قبل از ورود به وزارت خارجه شناسایی کردند. چرا دیالمه در فردای ۱۴ اسفند کذایی ۲ ساعت در مورد تاریخ نهضت ملی ایران و شناخت آن صحبت می کند و یک ساعت به مسائل روز می پردازد؟ چون به عقیده او «فرمول ها ثابت است» و فقط باید آنها را بشناسیم تا تکرار نشوند. بحث از مصدق یک عقده تاریخی و دعوای سیاسی نیست. دیالمه نه همچون فرزندان آیت الله کاشانی از خانواده وی است و نه همچون آیت که عضو سابق حزب زحمتکشان تا فریادهایشان به پای مسائل شخصی گذارده شود. البته هواداران جریان های ماسونی برای هر که در برابرشان قد علم کند «برچسبی» پیدا می کنند حتی اگر جوانی برآمده از انقلاب و حوزه چون دیالمه باشد!
بنابر مباحث دیالمه در این سخنرانی فرمول به کار گرفته شده برای شکست دادن نهضت ملی ایران بر دو محور اصلی استوار بوده است، «حذف روحانیت» و «حذف مجلس». حذف روحانیت یعنی حذف روحانیتی که به تعبیر دیالمه برای دشمنان خطرناک است یعنی روحانیتی که به رسالت خود یعنی «آگاهی بخشی» عمل می کند. حذف مجلس یعنی حذف ملت و بازکردن راه برای دیکتاتوری. در واقع در نگاه دیالمه پایه های حفظ ثبات و استقلال ایران روحانیت و ملت در کنار یکدیگر هستند. به تعبیر نگارنده اگر روحانیت مدافع حقوق ملت باشد و ملت نیز مدافع روحانیت به عنوان مفسرین اسلام، این پیوند برقرار مانده و دشمنان ناامید می شوند. بی جهت نیست که دیالمه از پیشتازان فکر وحدت حوزه و دانشگاه بوده و اولین راهپیمایی مشترک روحانی و دانشجو را در مشهد برگزار می کند


صدا و سیما مدافع مصدق
شهید دیالمه در جایجای سخنرانی اش تاکید می کند که هر حرفی علیه مصدق و جریان فراماسونی از صدا و سیما حذف می شود؛ «چند در میلیون احتمال دارد این صحبتی که من اینجا می کنم در رادیو پخش شود؟ یک در میلیون هم امکان ندارد». وی اشاره می کند که از ابتدای انقلاب تنها سخنرانی قبل از نماز جمعه که از تلویزیون پخش نشد نطق آقای فلسفی بود چون از مصدق بد گفت. وقتی که جامعه مدرسین بیانیه می دهد و در آن آیت الله کاشانی را مظلوم تاریخ می خواند، تلویزیون آن را پخش نمی کند. «در نگاه آنها حرف های ما تفرقه افکنانه است ولی تعریف و تمجید از مصدق وحدت آفرین است!
و باید دیالمه می بود و می دید که سخنرانی او نه تنها از رادیو پخش نمی شود، بلکه تا ۳۰ سال بعد اگر نبود اینترنت و پایگاه ارزشی «راسخون» همچنان شنیده نمی شد. و صد البته صدا و سیما هنوز هم ثناگوی مصدق است و مردم ایران باید هر شب تعریف و تمجیدهای خسرو معتضد در مورد این فراماسون را بشنوند. از «برچسب» زدن طرفداران مصدق به دیالمه گفتم، کلام را با سخن عبدالله شهبازی که سالیان دراز کارشناس مورد اعتماد تاریخ و همه کاره سریال های تاریخی صدا و سیما بود در مورد این شهید عزیز به پایان می برم؛ انجمن مبارزه با بهائیت (انجمن حجتیه مهدویه) در محافل سیاسی ایران نامدار است. لذا، در این مقدمه بر «کانون تشیع» تأکید می‌کنم به‌ویژه به دلیل عنایتی که محافل سیاسی مشکوک مؤثر در پیدایش حوادث مهلک یک سال اخیر ایران به نظرات برخی فعالین در این کانون، مانند سید حسن آیت و سید عبدالحمید دیالمه، داشته‌اند.» (عبدالله شهبازی، مقاله «واقعه الله داد و مهدی گرایی افراطی»، ۱۳ مرداد ۱۳۸۹)


تتمه 
این سخنرانی سه ساعته حاوی نکات بسیار مهم دیگری بخصوص در یک ساعت پایانی آن است که مجال پرداختن به آنها نبود. گوش دادن به دقیقه دقیقه این سخنرانی سه ساعته به خوانندگان گرامی توصیه می شود. و اما دو تاسف، اول اینکه متن این سخنرانی تنها یک بار توسط مجمع احیاء تفکرات شیعی که دیالمه خود پایه گذار آن بود در سال ۱۳۶۰ چاپ شد و دیگر هیچ. تاسف دوم اینکه مدفن شهید دیالمه نیز گم گشته است! اگر چه این شهید سعید در مقبره شهید مفتح در حرم حضرت معصومه در قم به خاک سپرده شده است هیچ عکسی و نشانی از وی در آنجا نیست و باید با پرس و جو از قدیمی های حرم فهمید که قبر زیر کدام فرش است.



منبع:  tamadonsazan.blog.ir

نظرها

ارسال نظر

برای نظر دادن ابتدا با نام کاربری و رمز عبور خود وارد سایت شوید یا ثبت نام کنید .
برای ورود یا ثبت نام اینجا را کلیک کنید .