اولین دیدار ...

وارد مسجد کوفه شدم، ندایی به گوشم رسید، دلنشین ترین لهجه و کلامی بود که می شنیدم:

 "الهی ان کان قد عصیتک فانی قد اصعتک فی احب الاشیا الیک"

"پروردگارا، اگر تو را معصیت کردم ولی بهترین چیزها که دوست داری به محضرت آورده ام."

چنان جذب صدا  شدم که به دنبال صاحب صدا حرکت کردم.  غلامی را دیدم. از او پرسیدم: این شخص کیست؟ غلام گفت: آیا او را از از سیما و شمایلش نشناختی؟ او علی بن حسین(ع) است.

بعد از این سخنِ غلام، تازه فهمیدم در برابر چه کسی هستم. خود را روی قدم های حضرت انداختم و بر پاهای او بوسه زدم، آن حضرت مرا بلند کرد و فرمود :

" چنین نکن سجده فقط برای خداوند شایسته است."

عرض کردم: ای فرزند رسول خدا برای چه کار به این جا آمدید؟ فرمود: «برای نماز در مسجد کوفه. اگر مردم بدانند که در این مکان چه فضیلتی است به این مکان می آیند اگر چه چون کودکان خود را به زمین کشند.»

سپس فرمودند: آيا دوست داري همراه من قبر جدّم علي عليه السلام را زيارت کني؟ گفتم:آری . حرکت کردیم تا اینکه به زمینی رسیدیم. در این هنگام حضرت از شتر خود پياده شد و دو طرف گونه خود را بر آن زمين گذاشت وفرمودند:

" اي ابا حمزه! اينجا قبر جدّم علي بن أبي طالب عليه السلام است. "[1]

 ابو حمزه ثمالی در زماني قبر اميرالمومنين حضرت علي عليه السلام را زيارت کرده‌ که همچنان قبر ايشان مخفي بوده است و فقط اصحاب سرّ ائمه عليهم السلام مي‌توانستند به زيارت قبر حضرتش عليه السلام نايل شوند.

***

نام این صحابی گرانقدر ثابت، نام پدرش دينار وکنيه وي ابوصفيه ابوحمزه أزْدي ثُمالي و اهل کوفه است. ابو حمزه از راويان نيمه دوم قرن اوّل و نيمه اوّل قرن دوم است. [2]  سه تن  از فرزندان اودر قيام زيد بن علي بن الحسین(ع) شرکت جستند و به شهادت رسيدند و سه نفر ديگر از فرزندانش از محدّثان و همگي ثقه‌اند.

ابوحمزه خدمت چهار نفر از اهل بیت شرف حضور داشت: امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)،  امام صادق(ع)و امام کاظم (ع). او به قدری مورد اعتماد ائمه علیهم السلام بود که در برخی روایات نیز لقب لقمان زمان و سلمان زمان را به او داده اند.[3] لقمان همان کسی که سوره ای در قرآن درباره او است و سلمان همان کسی که پیامبر او را "منا اهل البیت"[4] خطاب کرد.

در شان و جایگاه او همین بس که امام صادق (ع)  درباره اش می فرماید: ای ابوحمزه وقتی تو را می بینم احساس آرامش می کنم.[5]

***

  *پیام رسان ناب ترین معیار اهل بیت

ناب ترین معارف دینی از طریق ابوحمزه به دست شیعیان رسیده است. بدون شک یکی از این معارف ارزشمند دعای سحرهای ماه رمضان است که امام سجاد(ع) به وی تعلیم دادند همین موضوع سبب نام گذاری این دعای ارزشمند با نام «ابوحمزه ثمالی» شده است. این دعا طولاني ترين دعاي سحر ماه مبارک و در حقیقت مهم ترین عامل ماندگاري نام ابوحمزه است.

 از دیگر معارفی که توسط ابوحمزه به ما رسیده است «رساله حقوقی» امام سجاد (ع) است.[6] در این رساله به تفصیل 50 حق در حوزه اجتماع و خانواده آمده که منشا تمامی این حقوق خداوند است. از جمله حقوقی شرح داده شده در زمینه خانواده حق همسر و  فرزند و در زمینه اجتماع حق همسایه و حق دوست را می توان نام برد.

باید در نظر داشت که شایستگی فردی ابوحمزه و جایگاه ویژه او در میان اصحاب حضرت(ع) در دریافت این تعالیم مطرح بوده است و به همین دلیل هم امام سجاد به طور ویژه او را برای تعلیم معارف الهی انتخاب می کند. در عین حال، مسلم است که هدف امام از این تعالیم تنها شخص ابوحمزه نبوده، بلکه امام تمام جویندگان مسیر حق را در سراسر تاریخ در نظر داشته است.

امام در قالب دعا شخصیت های اسلامی چون ابوحمزه را پرورش می دهد و به جامعه آن روز عرضه می کند. کلام امام در قالب دعا در قلب های آماده، اثر کرد و دل های آماده را به سمت حق رهنمون شد.

 *قطره ای از دریا

یکی از برجستگی های اصحاب خاص معصومین این است که حال و روز خود را به امام زمانشان عرضه می کردند و هیچ وقت خود را از این کار - یعنی عرضه عقاید و افکار و اعمالشان به پیشگاه امام- بی نیاز نمی دیدند . این کار باعث می شد از یک سو زندگی دینی خود را با امام مرور کنند و از سوی دیگر به واسطه این عرض حال و سوالات، دریچه ای نو از معارف اهل بیت بر ایشان گشوده شود و حتی بشریت و تاریخ نیز پس از آنان از موهبت این دانش بهره جسته است.

 *دعا و تسلیم و رضا

ابوحمزه نقل می کند روزی دخترم به زمین افتاد. شکسته بند دستش را دید و گفت دست او شکسته است او به داخل خانه اش رفت که وسایل بستن و معالجه را بیاورد.

در این هنگام من در آستانه درب خانه ایستاده بودم خیلی ناراحت شدم و دلم به حال دخترم سوخت گریه کردم و از درگاه پروردگار شفایش را خواستم.

شکسته بند با وسائلش آمد ولی همین که دست او را گرفت تا معالجه کند هیچ گونه آثاری از شکستگی مشاهده نکرد! به دست دیگرش نگاه کرد گفت: فرزندت الان بیماری ندارد. و به این طریق فهمیدم که دعایم مستجاب شده است و خدا او را شفا داده است.

روزی ابوحمزه این اتفاق را برای امام صادق (ع) بیان می کند، امام صادق (ع) در پاسخ به او می فرماید: ای ابوحمزه دعا را با رضا و تسلیم حق(خداوند) بودن همراه کن، در این صورت خداوند تبارک و تعالی در کمتر از یک چشم زدن آن دعا را مستجاب می کند.[7]

این ماجرا نمونه ای است که نشان می دهد ابوحمزه از سختی که برای او پیش آمد و حتی برطرف شد گذر نکرد و از خلال آن میان، مانند تشنه ای جوینده زلال معرفت و هدایت امام بوده است.

اتفاق به ظاهر کوچکی که با عرضه آن اتفاق به امام صادق (ع) فهم مهمی از مساله دعا و استجابت دعا را به تاریخ می رساند و آن نکته اهمیت تسلیم و رضا در هنگام هر دعا است.

 *برادری در ایمان

امام باقر (ع)  به ابوحمزه فرمود: آیا نمی دانی که مومن با برادر مومنش دیدار می کند و  دست برادرش را (به نشانه محبت و دوستی) می گیرد خداوند به آن دو نگاه می کند و می فرماید:« ای گناهان فرو ریزید.»در این هنگام گناهان آن دو فرو می ریزد همان طور که برگ های درخت می ریزد و هنگامی که آن دو از هم جدا می شوند دیگر هیچ گناهی ندارند. [8]

 ****

*آخرین توشه

معرفی شیعه حقیقی آخرین توشه ای است که ابوحمزه از محضر امام صادق (ع) بر می گیرد[9] :

آن گاه که ابوحمزه بیمار شد، ابوبصیر به خدمت امام صادق(ع) شرفیاب شد. امام احوال ابوحمزه را از او  پرسیدند، ابوبصیر عرض کرد: وقتی از هم جدا شدیم بیمار بود. فرمود:

« هر گاه نزد او مراجعت کردی سلام مرا به او برسان و بگو تو در فلان ماه و فلان روز وفات خواهی کرد.»

ابو بصیر که گویا خبر وفات ابوحمزه برایش گران آمد، پاسخ داد: فدایت شوم به خدا سوگند ما با او انس داشتیم و او از شیعیان شماست.

امام فرمود راست گفتی،اما آنچه نزد ماست برای او بهتر است. [10]

ابوبصیر گفت آیا شیعه شما در آخرت با شما اهل بیت(ع) است؟

امام فرمود: آری اگر از خدا بترسد و رهنمودهای پیامبر را رعایت کند و از گناهان خود را نگاه دارد.کسی که چنین باشد با ما اهل بیت(ع) خواهد بود.[11]

تردیدی نیست که ابابصیر در رساندن پیام امام به ابوحمزه کوتاهی نکرده و کلام امام آخرین توشه ای است که وی از مکتب اهل بیت(ع) بر می گیرد.

و ابو حمزه طبق فرمایش مولایش همان سال یعنی سال صد و پنجاه هجری دنیا را ترک کرد.

 


[1] منتهی الامال،ج 2 ص190

[2] درباره سال تولّد و وفات وي اختلاف نظر وجود دارد. ولي صحيح‌ترين قول سال تولّد ايشان را در زمان امام حسن مجتبي عليه السلام و وفات وي را سال ۱۵۰ ذکر میکند.

[3] معجم رجال الحدیث،ابوالقاسم خویی ج 3، ص387 و 388

[4]  سلمان از ما اهل بیت است.

2017-05-30T13:47:39-0400 مرکز نشر آثار و اندیشه های شهید دیالمه

نوشته شده در تاریخ : 09 خرداد 96 | موضوع : اصحاب قرآن و عترت

نظرها

    تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است .

ارسال نظر

برای نظر دادن ابتدا با نام کاربری و رمز عبور خود وارد سایت شوید یا ثبت نام کنید .
برای ورود یا ثبت نام اینجا را کلیک کنید .