بسم الله الرحمن الرحيم

به برادر استوار و ولى رشيد شيخ مفيد، سلام خدا بر تو اى ولى خالص در راه ما و داراى يقين به ما....

سلام بر تو اى دوست مخلص در دين که در اعتقاد به ما با علم و يقين امتياز داري. ما شکر وجود تو را به پيشگاه خداوندى که جز او خدائى نيست برده و از ذات بى زوالش مسئلت مى نمائيم که رحمت پياپى خود را بر آقا و مولى و پيغمبر ما محمد و اولاد طاهرين او فرو فرستد و به تو که پروردگار توفيقاتت را براى يارى حق مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما مى گوئى با صداقت افزون گرداند. اعلام مى داريم که به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازيم و موظف بداريم که آنچه به تو مى نويسيم به دوستان ما که نزد تو مى باشند برساني. خداوند آنها را به طاعت خود عزيز بدارد و با حفظ و عنايات خود مشکلات آنها را بر طرف سازد.

خداوند تو را با امداد خود بردشمنانش که از دينش بيرون رفته اند پيروز گرداند و در رسانيدن به کسانى که اطمينان به آنها دارى به طرزى که انشاء الله مى نويسيم عمل کن:

هر چند ما در جائى منزل کرده ايم ، که از محل سکونت ستمگران دور است و اين هم به علتى است که خداوند صلاح ما و شيعيان با ايمان ما را تا زمانى که دولت دنيا از آن فاسقان مى باشد در اين ديده است . ولى در عين حال از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهيم و چيزى از آن بر ما پوشيده نمى ماند.

ما از لغزشهائى که از شما شعيان سر مى زند از وقتيکه بسيارى از شما ميل به بعضى از کارهاى ناشايسته اى نموده اند که نيکان گذشته از آنها احتراز مى نمودند و پيمانى که از آنها براى توجه به خداوند و دورى از زشتى ها گرفته شده و آنها آن را پشت سر انداخته اند اطلاع داريم . گويا آنها نمى دانند که ما در رعايت حال شما کوتاهى نمى‏ کنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم و اگر جز اين بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى آورد و دشمنان شما، شما را از ميان مى بردند.

پس تقوى پيشه سازيد و به ما اعتماد کنيد و چاره اين فتنه و امتحان را که به شما رو آورده از ما بخواهيد . امتحانى که هر کس مرگش رسيده باشد، در آن نابود مى گردد و آنکس که به آرزوى خود رسيده باشد از ورطه آن به سلامت مى رود، آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتياز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ماست. خداوند هم نور خود را کامل مى گرداند هر چند مشرکان نخواهند.

خود را از دشمنان نگاهداريد و از افروختن آتش جاهليت بپرهيزيد. کسانى که در اين فتنه به جاهاى پنهان، پناه نبرده و در سرزنش آن راه پسنديده گرفته اند، چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسيد، بايد از آنچه در آن ماه روى مى دهد عبرت بگيريد و از آنچه بعد از آن واقع مى شود . از خواب غفلت بيدار شويد: به زودى علامت آشکارى از آسمان براى شما پديد مى آيد و نظير آن در زمين نيز ظاهر مى شود که مردم را اندوهگين مى کند و به وحشت مى اندازد.

آنگاه مردمى که ازاسلام خارج شده اند بر عراق مسلط مى گردند و بواسطه سوء اعمال آنها اهل عراق دچار ضيق معيشت مى شوند سپس ابن محنت با مرگ يکى از اشرار از ميان مى رود و از مردن او پرهيز کاران خير انديش خشنود مى گردند و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حج بيت الله دارند، با آرزوى خود میرسند و به حج مى روند.

سپس هر مردى از شما عمل مى کند به آنچه که به وسيله آن به دوستى ما تقرب مي جست و از آنچه مقام او را پست مى گرداند و خوش آيند ما نيست اجتناب کند. چرا که خداوند بطور ناگهانى انسان را برانگيخته مى کند آن هم در وقتي که توبه سودى به حال او ندارد و پشيمانى او را از کيفر ما نجات نمى دهد . خداوند تو را بر رشد و کمال الهام بخشد و بالطف خود، شما را به رحمت واسعه خود توفيق دهد. [1]

مورد خطاب امام(ع) کیست؟ چه ویژگی ای موجب شده است که امام(ع) شخصی را برادر خویش خطاب کند؟ او چگونه زیسته است؟

در تاریخ سده چهارم هجری فصلی است که آن را فتح الفتوح نامیده اند، روزگار مردی است که توانست دایرة المعارف جامعی از معارف اسلامی را تدوین کند و قریب پنجاه سال پرچمدار عرصه های علمی، فکری و فرهنگی مسلمین باشد. بینش و دانشی که به دست آورد به همراه آگاهی از اوضاع دشمنان و اطلاع از جهان اطراف موجب شد تا او سلسله جنبان نهضت فکری و رنسانس قرن چهارم گردد.

شیعیان بعد از رحلت پیامبر(ص) در فشار و خفقان حکومت بنی امیه و بنی عباس به سر می بردند با روی کار آمدن خلفای فاطمی در مصر که شیعه اسماعیلی بودند از فشارها کاسته شد و با ورود احمد معزالدوله در سال ۳۳۴ به بغداد صفحه‌ای نوین از تاریخ بغداد نگاشته شد. فرصتی فراهم آمد تا شیعیان از آزادی به وجود آمده بهره برند و عقاید خویش را نشر دهند.

در این میان در سال ۳۳۸ (یا ۳۳۶) در شهر عکبرای بغداد کودکی در خانواده‌ای فرهیخته و اهل علم متولد شد که محمد نام گرفت. فراست و تیزهوشی او خبر از گذشته ای پاک از خاندان خویش و آینده ای روشن در بغداد و جهان اسلام می داد.دوران کودکی را با بزرگی در کنار پدر و در زادگاهش به تحصیل پرداخت. به دلیل عشق و شور فراوانش به علم، همراه پدر به بغداد رفت. او از نشاط وافر و فرح بخش بسيارى در مطالعه برخوردار بود و این امر كار را بدانجا رسانيد كه در پنج سالگى برایش از ابن ابی الیاس اجازه روایت گرفته اند[2].

و در حالى كه هفت سال و چند ماه داشت از اين سماك نقل روايت كرده است . [3]
او فرزانه وار در این مسیر حرکت کرد به طورى كه پيش از دوازده سالگى از برخى محدثان روايت اخذ كرد و قبل از بیست سالگی از شیخ صدوق حدیث شنید.

استادان

محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید که به واسطه شغل معلمی پدرش ابن‌المعلم نیز نامیده شده سر و وجود خود را از چشمه دانش بغداد طراوت و شادابى بخشيد و از محضر بيش از هفتاد نفر از بزرگان بهره علمى برد. از محضر مظفر بن محمد، ابو ياسر و ابن جنيد اسكافى كلام و عقايد آموخت و از درس حسين بن على بصرى و على بن عيسى رمانى بهره جست . فقه را نزد جعفر بن محمد بن قولويه فرا گرفت و از محضر اديب و مورخ چيره دست محمد بن عمران مرزبانى علم روايت آموخت.

ابن حمزه طبرى ، ابن داود قمى ، صفوان و شيخ صدوق ديگر اساتيد او بودند كه شهد شيرين دانش را در كام جان او ريختند.

او از چنان منزلتی در بغداد بهره مند بود که با اینکه جوانی ۳۶ساله بود و به بیماری مبتلا شده بود، عضدالدوله (حاکم وقت) به دیدارش رفت و از او عیادت کرد. شفاعت مفيد در حق ديگران پذيرفته مى شد و رهنمودهايش مورد قبول قرار مى گرفت.

با حمایت های عضدالدوله و وجود دانشمندانی چون شیخ مفید، زعامت جامعه شیعه از قم به بغداد منتقل شد و او توانست مرجعیت جامعه تشیع را به دست گیرد. وى با استفاده از چشمه پاك و زلال وحى ، دانش و معرفت اصيل را به ارمغان آورد، نظر معتزله را شنيد و آراء غلات را بدست آورده سخنان زيديه را دانست و به هر يك جوابى منطقى و در خور ارائه داد و تا بدانجا پيش رفت كه هر گروهى از آنان كه در مناظره با شيخ مفيد شركت كردند. ساعتى بعد خموشى خجلت برگزيدند و با سكوت عجزآلود خود، نشان افتخار و سر بلندى را به دست شيخ سپردند.

رساله هاى استوار، متين و دقيق وى و بيان اعتقادات شيعه با اسلوبى صحيح و كم نظير توفيقى افزون بود كه رهبرى شيعيان را براى شيخ مفيد پربارتر مى نمود. او توانست با توانایی، مکتب کلامی تشیع را که به وسیله متقدمان پایه‌گذاری شده بود، مستحکم کند وبیش از پیش هویت مستقل مکتب اهل بیت را اثبات نماید.

با وفات عضدالدوله و بی کفایتی جانشینانش بار دیگر دشمنی ها علیه شیعه از سر گرفته شد و کار به جایی رسید که شیخ مفید چندبار از بغداد تبعید شد. اما این اتفاقات مانعی برای او به وجود نیاورد و از راهی که می رفت بازش نداشت.

شاگردان

جاذبه فوق العاده و پشتكار فراوان وی موجب جذب بسيارى به حوزه درس وى گرديد و باعث تأليف آثارى گرانبها و ارزشمند شد.

اين عالم فهيم و بلند همت با احاطه و تسلطى انديشمندانه پاى به ميدان نبرد علمى فرهنگى گذارد و با استفاده از مبانى علم كلام و اصول فقه ، راهى هموار و روشن در بحث و استدلال را بر روى شيعيان گشود.

او به خوبی دریافته بود که یادگیری باید از خردسالی آغاز شود و بدین منظور در مکتب خانه ها و کارگاه های بافندگی جستجو می کرد و کودکان تیزهوش و مستعد را درنظر می گرفت و با دادن پولی به پدر و مادرانشان آنها را در اختیار می گرفت و به آنها دانش می آموخت[4]. اوگروه بى شمارى از دانشمندان مذاهب مختلف را تربيت نمود و مشعل هاى فروزانى چون سيد مرتضى ، سيد رضى ، شيخ طوسى ، نجاشى و دهها نفر ديگر را تحويل حوزه هاى علمى و دينى داد تا حامی مکتب ولایت باشند و میراث حدیثی را به آیندگان برسانند.

تألیفات

او قلم به دست گرفت و با اين سلاح به طور برق آسا و ژرف ، تحولى به هنگام ايجاد كرد.تأثير بخشى و انسان سازى آثار او، محصول معجونهايى معنوى چون اخلاص در نوشتار، اطلاع از اديان و مذاهب مختلف ، محوريت عقايد، توجه و تأكيد بر رهبرى و فلسفه سياسى در اسلام است . سخت كوشی او به همراه عقل گرايى و استدلالات منطقى و شناخت مقتضيات زمان، جامه جاودانگى بر آثار وى پوشانيد. و مختصرگويى ، روان نويسى ، آزاد انديشى و بلندنگرى نورانيتى خاص به نوشته هاى بخشيده است.

قدرت عقلانی او ، در چهار بعد نمودار شده است:

1) تنقیح و تنظیم و تدوین علوم و معارف اسلامی.

2) رد آرای متکلمان مخالف و مقابله علمی با آنان و نقد عقلی و علمی آرای دانشمندان موافق.

3) تاکید شدید بر مساله رهبری و فلسفه سیاسی در اسلام.

4) تالیف متبحرانه در مسائل گوناگون علمی و استدلالی.

 او حدود 200 جلد کتاب از خود به یادگار گذاشته است مانند:

§ المقنعه: دوره کاملی در فقه.

§ البیان فی تألیف القرآن: در علوم قرآنی.

§ اوائل المقالات: در علم کلام و عقاید.

§ شرح عقايد صدوق: در علم کلام و عقاید.

§ امالی: پیرامون اخلاق اسلامی.

§ الارشاد: در تاریخ ائمه.

§ جمل: کتابی معروف پیرامون جنگ جمل.

§ الفصل المختاره: مجموعه مناظرات شیخ.

§ تصحيح الاعتقاد: مجموعه مناظرات شیخ.

§ المسائل الصاغیه: شامل 10رساله فقهی در ردّ اتهامات وارد به شیعه.

§ الجوابات فی خروج المهدی(عج).

§ و.......

برگی سبز در تاریخ

اشتغالات اجتماعى و دل مشغولي هاى تحصيلى و علمى او را از فتوحات معنوى غافل نساخت. هر روز كه مى گذشت شكوفايى اخلاقى و عطر ملكوتى، بر شاخسار وجودش افزون تر می شد.

صدقات بسيار، خشوع و خضوع فراوان ، روزه ها و نمازهاى بى شمار و ساده پوشى ،هم رنگى او با اقشار كم درآمد و فقير جامعه و دورى گزيدن از دنياى فانى موجب آرامش نفس و اطمينان خاطر او شده بود. به طورى كه رسيدن به قله تكامل و تهذيب نفس براى او آسان شده و نورانيتى ويژه برای او به همراه آورده بود. این تهذیب و تربیت نفس او را به این توفیق نائل کرد که امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) سه توقیع برای او فرستادند و او را برادر مخلص در دوستی اهل بیت، عبد صالح و شیخ سدید خواندند .

عالمی جهانی

نه تنها دانشمندان شیعه زبان به تمجید او گشوده و خدمات او را ستوده‌اند بلکه دانشمندانی چون ابن‌ندیم، ابن‌جوزی، ابن‌حجر عسقلانی و... از دانشمندان اهل سنت، نیز جایگاهی والا برای او ترسیم کرده‌اند.

خاورشناسان نیز اورا ستوده‌اند:

مارتین مکدرموت نویسنده بریتانیایی در سال 1971 میلادی در آمریکا تحقیقات خود درباره نظریات کلامی شیخ مفید به پایان رسانده و در کتابی منتشر ساخته است که در زبان فارسی به نام "اندیشه های کلامی شیخ مفید" ترجمه شده است. او درباره شیخ مفید می نویسد: "شیخ مفید در زمان خود یکی از بزرگترین علمای شیعه دوازده امامی به شمار می رفت و مذهب معتزله با او تقابل داشت ... و این درست واضح می‌کند که او با یکی از معتزلان به نام "عبد‌الجبار" که همزمان وی بوده است، اختلاف رأی داشت، و مقام عالی شیخ مفید در علم کلام نزد شیعه بعد از مقارنت کردن با استاد خود ابن بابویه قمی و شاگردش سید مرتضی معلوم خواهد شد."

بطرس البستانی نویسنده مسیحی لبنانی در کتاب دائرة المعارف خود می نویسد: "ابن‌المعلم، عبارت است از ابو عبدالله محمد بن نعمان بغدادی که او را شیخ مفید می‌نامند. در دولت آل‌بویه مقامی والا داشت و عضد‌الدوله برای دیدار او به خانه اش می‌آمد. وی هفتاد و شش سال زندگی کرد و نوشته های فراوانی دارد. او بسیار متواضع و اهل عبادت بود و به هنگام وفاتش حدود هشتاد هزار نفر از شیعیان او را تشییع کردند."

غروب آفتابی درخشان

آفتاب وجودش با طلیعه ماه رمضان 413ه.ق غروب کرد و شهر بغداد را در غم و اندوه از دست دادن انسانی شریف فرو برد. پیکرش بر دستان انبوه تشییع کنندگان با اقامه نماز به امامت سید مرتضی در کنار آقا و مولای خویش در کاظمین دفن شد و اندوه بسیاری بر همگان مستولی شد. دلهاى پر از كينه و تهى از احساس ، كياست و حكمت، اين را پايان كار آن بزرگ مرد شمرده و ساده انديشانه جشن گرفتند غافل از اینکه شخصيت سترگ او پنهان كردنى و فراموش شدنى نیست. و امروز پس از قرنهاى متمادى «مفيد» هنوز «مفيد» است . سید مرتضى كه سالیانى از علم و دانش او خوشه چیده بود 

در رثای او قصیده اى با این مطلع سرود:

مَن عَلى هَذِهِ الدِیارِ اَقاما

اَوضَفا مَلبَسٌ عَلیهِ وَ دَامَا

در این دیار چه كسى ساكن شده است، جامه جاودانگى پوشیده و همیشه باقى مانده است.

بی تردید، در مسیر فهم تاریخ شیعه، باید زندگی و حیات فکری و اجتماعی بزرگانی مانند شیخ مفید را ارزیابی و تحلیل کنیم.

با تلاش او و بزرگانی چون او، شیعه در آغاز دوره غیبت، توانست پایدار بماند و در صحنه منازعات فرقه‌ای و سیاسی، نه تنها از گردونه اجتماعی حذف نشود، بلکه به عنوان مکتبی قوّی و مقتدر، آموزه های خود را مطرح کند.

در این راستا و برای معرفی بیشتر او در 28 فروردین 1372شمسی، هزارمین سالگرد وی، کنگره ای جهانی به نام وی در قم برگزار شد تا همگان با آثار و راهکارهای علمی او آشنا شوند.

 

 

[1] مجلسی ، محمد باقر، بحارالانوار، ج53، ص174

[2] امامى شيخ مفيد، اوائل جزء ششم ، تاريخ بغداد، ج 8، ص 449.

[3] همان ، ص 340، همان ، ج 11، ص 302.

[4] سیراعلام النبلاء، ذهبی، مؤسسه الرسالة، بیروت، 1403، ج17، ص344.

2017-09-29T06:11:34-0400 مرکز نشر آثار و اندیشه های شهید دیالمه

نوشته شده در تاریخ : 07 مهر 96 | موضوع : مرزبانان تشیع

نظرها

    تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است .

ارسال نظر

برای نظر دادن ابتدا با نام کاربری و رمز عبور خود وارد سایت شوید یا ثبت نام کنید .
برای ورود یا ثبت نام اینجا را کلیک کنید .