در بین هیاهوی مذاهب و مکاتب علمی بغداد، آوازه علم و دانشش از دیوارهای قصر با عظمت خلیفه عباسی هم گذشته بود وحوزه درسی اش  را خلیفه القائم بأمرالله نیز به رسمیت شناخته بود.

کلام را به گونه ای تدریس می کرد که کسی به پایش نمی رسید و تبحرش به حدی بود که بحث های کلامی را به صورت تطبیقی ارائه می کرد تا در تزاحم مذاهب شبهه ای باقی نماند. این هوش و ذکاوت و توانایی برایش دور نبود. او در سایه انوار نورانی بارگاه امام هشتم و برکات ماه مبارک رمضان سال 385هجری چشم به دنیا گشوده بود.

او را محمد نامیدند، از خاندانی که شهرتی ماندگار یافت. تا سن 23 سالگی در طوس که چون نیشابور، ری و قم محور اصلی کسب علم و دانش بود از حضور فقها و دانشمندان استفاده کرد و علوم مختلف را فرا گرفت. در این زمان شهر طوس را برای پیشرفت و سیر کمالات معنوی تنگ دید و با خاطری آسوده تصمیم به سفر گرفت، سفری برای رسیدن به قله های ترقی و معنویت. عزم بغداد کرد، شهرعلم که آوازه ای بلند داشت و حوزه درسی شیخ مفید که دانشوران بسیاری را از اطراف فراخوانده بود.در این محیط غربتی احساس نکرد و خود را وقف بهره گیری از نابغه دهر، شیخ مفید کرد. پنج سال افتخار شاگردی او را داشت و چون خورشیدی در کلاس درسش درخشید.

حضور جوانی 23 ساله در کنار دیگر بزرگانی چون سید مرتضی، سیدرضی، نجاشی و.... در درس، گواهی صادق بر عظمت و جایگاه علمی بود. در جوانی به درجه اجتهاد رسید و کتاب تهذیب الاحکام از کتب اربعه شیعه را در این دوران به پیشنهاد استاد خود شیخ مفید تألیف کرد. در سال 413هجری که جهان شیعه در سوگ عالمی بزرگ نشست بر درس برجسته ترین شاگرد شیخ مفید، سید مرتضی حاضر شد و تا سال 436هجری در علومی چون کلام، تفسیر، لغت، علوم ادبی و فقه و....از دانشش استفاده کرد. همچنین از اساتیدی مانند ابن غضائری، ابن شاذان متکلم، ابن حسکه قمی،حسین بن ابی محمافتد تلعکبری، ابن ابی جنید و دهها فرزانه دیگر کسب فیض کرد. در این عرصه نیز توانایی خاصی از خود نشان داد و بعد از رحلت سید مرتضی علم الهدی، زعامت و رهبری علمی ودینی شیعیان به او واگذار شد و یکه تاز عرصه علم و عمل گردید.

12سال حوزه درسی قوی ای را در بغداد اداره کرد. علما و دانشمندان برای درک محضرش از سراسر سرزمین اسلامی به بغداد می آمدند تا افتخار مجالست و شاگردی او را دریابند. تعداد شاگردانش به بیش از 300 تن رسید.  دانشمندانی چون اسحاق بن بابویه قمی، ابوالصلاح حلبی، ابوعلی طوسی(فرزند شیخ)، سعدالدین بن البراج، شهرآشوب سروی مازندرانی، محمدبن حسن فتال، حسین بن فتح جرجانی و دهها اندیشمند دیگر از شاگردان برجسته اویند که از محضرش علم آموختند. قدر ومنزلت او در تربیت شاگردان قابل ذکر نیست و صدها دانشمند اهل تسنن نیز از درس او به مقام رسیدند.

در سال 448هجری با سقوط حکومت آل بویه و تسلط سلجوقیان بر بغداد و بر اثرفتنه ها و آشوب های بوجود آمده، بارها  به محله شیعه نشین شهر حمله  کردند و علاوه بر به خاک و خون کشیدن مردم بی پناه، کتابخانه ها ازجمله کتابخانه بزرگ ابونصر شاپوربن اردشیر را که دارای بهترین و معتبرترین کتب خطی بود به آتش کشیدند. کتابخانه شخصی و دست نوشته های شیخ طوسی نیز در میان کوچه و خیابان بغداد سوخت. «در ماه صفر 449هجری به خانه او هجوم بردند و هر آنچه از لوازم، کتاب ها و دفاتر در منزل او گذارده بودند به میدان اصلی شهر آورده، آتش زدند.»[1] در پی این حوادث بود که میراث فرهنگی شیعه را در خطر دید و در پی حفظ آن تصمیم به هجرتی دیگر گرفت، این بار قصد اقامت نزد مولای خود کرد تا در پناه برکات نورانی او از میراث اهل بیت محافظت کند. او عازم نجف شد. در آن روزگار به علت رعب و وحشت ناشی از ناامنی ها، تنها زائران بودند که آنجا رفت و آمد داشتند. با ورودش به نجف، جنب و جوشی وصف ناپذیر پدید آمد و با انتقال کرسی درسش، حوزه علمیه نجف پایه گذاری شد. در این هنگام بود که تفاوت اساسی در شیوه تدریسش نمایان شد. دیگر بحث ها را به صورت تطبیقی بیان نمی کرد زیرا دیگر برخورد بین مذاهب نبود و می توانست علوم مختلف را براساس مذهب شیعی بررسی کند . او دانشگاهی پایه گذارد که تا امروز می درخشد و به حق، اورا مؤسس اولین دانشگاه شیعه نامیده اند.

دستاوردهایش به حدی بود که علما تا قرن گذشته از او با نام الشیخ  می شناختند و به گفته علامه حلی :«شیخ طوسی پیشوای دانشمندان شیعه و رئیس طایفه امامیه صاحب نظر در علوم اخبار، رجال،فقه، اصول، کلام و ادب بوده است. همه فضیلت ها منسوب به اوست و در تمامی فنون اسلامی کتاب نوشته است. اوست که عقاید شیعه را در اصول و فروع آن دسته بندی و اصلاح کرده است.»[2]

او به واقع عامل به حدیث پیشوای خود امام صادق علیه السلام است آن هنگام که به مفضل بن عمر فرمود: «علم خویش را بنویس و میان برادرانت انتشار ده و هنگامی که مرگت فرارسید کتاب های خود را به ارث برای فرزندانت باقی بگذار زیرا زمانی پرآشوب خواهد آمد که مردم به چیز دیگری جز کتاب نتوانند انس گیرند.»[3] میراث به جای مانده از اوبه قدری است که ارزشش قابل محاسبه نیست. به گفته خود شیخ شمار تألیفاتش به 200 اثر می رسد. تألیفاتی  مختلف در حدیث و اخبار،تفسیر، فقه، اصول، ادعیه، تاریخ، کلام، مقتل و... که به 51 مجلد می رسد و گاه بعضی از این مجلدات ده جلد کتاب قطور است.

 الاستبصار فیما اختلف من الأخبار؛ در حدیث و اخبار

این کتاب که یکی از کتابهای اربعه شیعه و در3جلد است.بخش اول و دوم شامل روایات مربوط به عبادات می‌باشد و بخش سوم در مورد معاملات و دیگر ابواب فقه است.این اثر دارای ویژگیهایی است که در نوع خود بى‏نظیر است.

اولین کتابى است که براى جمع بین روایات مخالف نگاشته شده است.در آغاز هر باب، نخست به روایات معتبر یا مورد قبول اشاره شده و پس از آن دیگر روایات مطرح شده است. و شامل 5511 روایت است.وی  براى نگارش این کتاب از دو  کتابخانه بزرگ آن زمان در شهر بغداد که مملو از کتاب‏هاى معتبر و نسخه‏هاى اصلى بوده استفاده کرده است. (کتابخانه استاد بزرگوارش سید مرتضى که شامل 80 هزار جلد کتاب بوده و کتابخانه شاپور که بسیار بزرگتر از آن بوده و براى علماى شیعه در منطقه کرخ بغداد تأسیس شده بود)

  تهذیب الأحکام

این کتاب در ده جلد و شرحی است بر بخش فروعات کتاب المقنعه شیخ مفید. در بیان حدیث و احکام است. و از جمله کتب اربعه است.[4]

دو کتاب الرجال و الفهرست : در تراجم شناسی و رجال.

البیان فی تفسیر القران : در تفسیر

النهایة فی مجرد الفقه و الفتوی : در فقه

العدة فی الاصول : در اصول

تمهیدالاصول : در کلام

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد : در ادعیه

الغیبة للحجة(اثبات الغیبة) : پیرامون مسأله غیبت

تلخیص الشافی: در مباحث مربوط به امامت

الأمالی: در اخلاق

الخلاف فی الاحکام: شیخ در این کتاب آراء علمای شیعه و مذاهب مختلف اهل سنت را در هر مساله گردآوری کرده‌است.

و......

 ابوجعفرمحمدبن حسن بن علی طوسی در خانه اش در نجف که هم اکنون در سمت شمال بقعه علوی است در شب دوشنبه ۲۲ محرم سال ۴۶۰ به دیدار محبوب خود شتافت و سه تن از شیوخ علما حسن بن مهدی سلیقی و شیخ ابو محمد حسن بن عبدالوهاب زربی و شیخ ابوالحسن لؤلؤی جسد شریف او را شبانه تغسیل و تکفین کرده و او را درخانه مسکونی‌اش دفن و بنا بر وصیت خودش بقیه خانه را به مسجد تبدیل کردند که به مسجد شیخ طوسی معروف است.

او رفت اما نامش هست و خواهد بود زیرا هدفش حفظ کلام اهل بیت بود.

به حق عالم بزرگوار مرحوم آیة الله بروجردی که در عصر خود افقه فقهای امامیه بلکه اعلم متأخرین بود خود را در قبال احاطه و کمال و تسلط شیخ فانی می خواند و کرارا در محضر درس می فرمود: "که من برای حل یک مسئله مدتی طولانی وقت صرف می کنم و متحیرم که شیخ الطائفه چگونه در مدت کوتاهی در بحبوحه مرجعیت و ریاست و اشتغال به مطالعه و تدریس و افتاء چگونه این کتاب های جامع و مفصل بی نظیر را در جمیع علوم اسلامی تصنیف فرموده است که اگر در مقام تقسیم اوقات روزانه او بر کارهای انجام یافته اش برآئیم و ساعات تألیف او را بحساب آوریم می بینیم که او همان مسئله مرا ظرف یک دقیقه حل کرده است."

  


[1] . الاعلام، خیرالدین زرکلی،ج6،ص84.

[2] . خلاصة الاقوال، علامه حلی، ص148.

[3] . عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ اكْتُبْ وَ بُثَ‏ عِلْمَكَ‏ فِي إِخْوَانِكَ فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ كُتُبَكَ بَنِيكَ فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ لَا يَأْنَسُونَ فِيهِ إِلَّا بِكُتُبِهِمْ. الكافي (ط - الإسلامية)،ج 1، باب رواية الكتب و الحديث و فضل الكتابة و التمسك بالكتب، ص 51

[4] . کتاب تهذیب و استبصار شیخ طوسی در کنار الکافی شیخ کلینی و من لایحضره الفقیه شیخ صدوق کتب اربعه شیعه محسوب می شوند و مورد مراجعه علما بوده و هستند.

2017-05-30T13:25:02-0400 مرکز نشر آثار و اندیشه های شهید دیالمه

نوشته شده در تاریخ : 09 خرداد 96 | موضوع : مرزبانان تشیع

نظرها

    تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است .

ارسال نظر

برای نظر دادن ابتدا با نام کاربری و رمز عبور خود وارد سایت شوید یا ثبت نام کنید .
برای ورود یا ثبت نام اینجا را کلیک کنید .